سیدعلی شفیعی

بگذارید این بار سررشته سخن را به بدیهیات بدهم، یعنی از همان چیزی آغاز کنم که از بس آشکار و پذیرفته است معمولا از بازگویی آن سر، باز زده می شود.
لابد این سخن بزرگمهر را بسیار شنیده ایم که:
همه چیز را همگان دانند
همگان هنوز از مادر نزاده اند
اجازه هست بپرسم پیام روشن این سخن گهربار چیست؟
بله، بی گمان بهره بردن از این کلام به قدری پربسامد است که نیازی به دست و پا کردن پاسخی برای آن نداریم، حتی اگر ندانیم قصه اصلی آن چیست؟ و نخستین بار چگونه به کار گرفته شد؟
با این حال به نظر می رسد هنوز پرسش هایی هست که حتی اگر پاسخ آن ها نیز روشن باشد، نباید به سادگی از کنار آن ها رد شد. برای نمونه:
– آیا اجازه داریم به حُکمِ این که “همه چیز” را “همگان” دانند، از دانستن یا به دنبالِ دانستن رفتن سر، باز بزنیم؟
– آیا حق داریم به همین حُکمِ “همگانی”، فرد یا افرادی را به کاری بگماریم که دانش و تخصص آن را ندارند؟
– اگر به هر دلیلی کاری را به فردی سپردیم که دانش و تخصص کافی در به انجام رساندن آن ندارد یا از بین گزینه های موجود مجبور به انتخاب فردی شدیم که از ویژگی های لازم آن کار بی بهره است و یا حتی اگر پس از انتخاب یا گماردن فردی به کاری، دریافتیم که دانش، تخصص و یا حتی تجربه لازم و کافی را در آن زمینه ندارد، آیا نباید به جبران این کمبود، اندیشید؟
به نظرم پرسش های دیگری نیز می توان طرح کرد اما تا سخن به درازا نکشیده، اجازه بدهید این را هم بپرسم:
– اگر کمبود دانش و تجربه فنی از دید انتخاب کنندگان و یا مدیران بالادست(به هر دلیلی) پنهان ماند و در نتیجه به جبران آن همت نکردند، آیا فردی که انجام چنین کاری را پذیرفته، نباید این جای خالی را با بهره بردن از دانش فنی دیگران پر کند؟
به نظرم با همه تلاشم در کوتاه گویی، مقدمه، اندکی طولانی شد. پس بگذارید بروم سرِ اصلِ مطلب:
بی گمان همه می دانیم که اعضای محترم شورای شهر، کارشناسان محترم شهرداری و حتی شهردار محترم با این همه، گوناگونی در وظایفی که به عهده دارند، “همه چیز” را نمی دانند و اگر قرار باشد به کاری دست بزنند که پیش نیاز آن داشتن دانش یا تجربه فنی ویژه ای باشد، ممکن است در هر بخشی از آن بر دو یا چند راهی قرار بگیرند و انتخاب مسیر درست به راحتی و روشنی امکان پذیر نباشد.
حال اگر ولی نعمتان و یا همان شهروندان پس از برگزیدن افراد و قرار گرفتن آن ها در جایگاه های نامبرده، کارخود را تمام شده بدانند و به فکر همیاری در حل مشکلات مسیر نباشند، بی گمان بهره بردن از دانش فنی سایر کارشناسان و متخصصان است که می تواند در چنین گذرگاه هایی گره گشا باشد.
حالا با این پرسش اساسی رو به رو می شویم که با این همه گوناگونی موضوع، چگونه می توان برای دسترسی به “همگان” یا همان اهالی دانش و تخصص، امیدوار بود؟ آن هم در شرایطی که کمترین داده و آماری از اهالی فن و تجربه در رشته های گوناگون در دست نداریم.
گمانم حالا با این توضیح بتوان به این نیاز پی برد که برای فراهم آوردن بانکی از دانش، تخصص و تجربه افراد، سازوکاری لازم است تا بتوان به وقت نیاز از آن ها بهره جست و گره از مشکلات باز کرد. به نظرم انجام این مهم کار خیلی سختی هم نیست، اندک اراده ای و سر سوزن ذوقی می خواهد تا بتوان به مدد نرم افزارهای رایج در زمانی نه چندان زیاد، به گِردِ هم آوردنِ متخصصانِ علاقمند، امیدوار بود. ناگفته پیداست که فراهم آوردنِ چنین بانکی، کلیدی مهم و پیش نیازی فوری برای اندیشیدن به هر یک از کارهای زیربنایی است و نباید این نیازِ امروز را به فردا وانهاد تا در پیچ و خم بایدها و نبایدهای اداری گرفتار شود. این سخن بزرگمهر یادمان نرود که:
“همه چیز را همگان دانند
همگان هنوز از مادر نزاده اند”