🖋 سعید فرج پور

✅ روزی نیست که خبری از شورای فلان شهرمبنی بر اختلاف نظری عجیب، مفسده ای اعجاب آور،درگیری فیزیکی و یا فرایندی محیر العقول مانند آنچه گفته شد روی خروجی سایتهای خبری و شبکه های اجتماعی قرار نگیرد.

🔸آیا این تنها بازمانده فرایند تصمیم گیری مردم برای سرنوشت خودشان در بازگشایی راه خود با شکست روبرو شده است؟
آیا نمایندگان مردم تنها چیزی که از خود بروز داده اند همین پدیده های محیرالعقول است؟
آیا جامعه در انتخاب خود به خطا رفته است؟

🔹شک نیست که همه اینها می تواند باشد و همه دلیل نمی تواند همین ها باشد.
چگونه می توان پنداشت که چکیده دانایی مردم شهری سراسر فرهنگی مانند بابل آن نمایش ویرانگر از ذلت انسانی باشد؟

🔸 یک روز یکی از مسئولین شهرستان رودسر نگران سطح مشارکت مردم در انتخابات شورا بود و حیرت زده که چرا بخشی مهم از جامعه با اینکه مدام در تعامل با شورا و شهرداری قرار می گیرد چنین در مقابل پدیده انتخاب آن خاموش نشسته و تنها نظاره گر است؟
آنجا به ذهنم رسید بود که جامعه و تمام ذینفعان در این فقره باید برخیزند،پاشنه کفشها را وربکشند و فانوس در دست گرفته به دنبال شایستگان بروند و تازه متقاعدشان کنند که وارد عرصه این رقابتها شوند.
🔸باور کنیم که سالهاست شایستگان از ورود به قدرت تن می زنند و تنزه طلبانه (نه عافیت طلبانه) در کنجی نشسته یا نظاره گرند و در بهترین شرایط شاید نقدی هم به اوضاع داشته باشند.

🔹این کناره گیری ریشه در دوپدیده محدود کننده دارد که نخستین آن ماهیت غیر خوشنامی است که این روزها قدرت به خود گرفته و بواسطه میدانداری ناکاربلدان جولانگاه روابط رانتی و نامشروع شده که ورود به آن بجای آنکه آبروزا باشد آبروکاه شده است.
و دوم دلیل،تصویری است که جامعه از راه یافتگان به قدرت دارد و با وجدانی کردن مدام قاعده ((این همانی )) تمامی راه یافتگان به قدرت را سرو ته یک کرباس می داند و هیچ ابایی ندارد که این وصله را به همان فردی بزند که تا دیروز برای راه یابی اش به قدرت حجنجره می دریده است.

🔹باید فانوس برداشت و گرد شهر چرخید و به شایستگان اطمینان داد که با پا به میدان نهادن آنان پشتشان خالی نخواهد شد و با ورودشان به قدرت وصله های ((این همانی)) دامنگیرشان نخواهد بود و بر گردانندگان صحنه قدرت است تا معوض پالودن صحنه رقابت از شایستگان به بهانه های واهی،تا فرصت از دست نرفته صحنه را از ناراستی و مآل اندیشی و معامله گری بر سر حقوق عمومی بپالایند تا بیش از این عرصه قدرت ملکوک پیامدهای ناشسته آن، دامن به نا راستی نیالاید.