[highlight]… کسی نیست از این حضرات تحریمی و مدعی سینه‌چاک آزادی! بپرسد که «شما از پیروزی احمدی‌نژاد در 84 چه آزادی‌ای بدست آوردید؟!» طنز تلخ تاریخ اینست که: آنها و اینها با قرار دادن ساقه جوان اصلاح گری زیر دو لبه قیچی تیز خود، موفق به قطع آن شدند؛ و چند سالی با بدمستی و لغز گویی غیرمسئولانه، ملتی را به وضعی کشاندند که امروز در شبکه های اجتماعی، برای نگون‌بختی‌های خود جوک می‌سازد و به آنها می‌خندد![/highlight]
برای پیشگیری از ظهور مجدد 8‌سال تاريخ‌ساز!

«احمدی‌نژادیسم» نوعی بینش و فلسفه سیاسی و مذهبی و دارای راهبردها و برنامه‌های مدون اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای نخستین بار در طول تاریخ كشورمان

مقایسه دو سال اول دولت احمدی‌نژاد با دولت روحانی، طی سالهای 1380 الی 1388 مورد اجرا و آزمایش قرار گرفت و توفیقات شگرفی در تخریب همه جانبه بنیان‌های جامعه ایران کسب نمود و نام دکتر محمود احمدی نژاد را بعنوان «معجزه هزاره سوم» و مبدع و مجری این بینش و فلسفه، در تاریخ ایران ویچ، ثبت و ماندگار ساخت!

قطعا نابودسازی زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، علمی، فرهنگی و زیست محیطی کشور پهناوری چون ایران در مدت 8 سال، استعدادی خارق‌العاده و همتی بلند و تلاش و کوششی خستگی‌ناپذیر و توانایی امدادگیری از نیروهای غیبی و متافیزیکی بود؛ که همه این خصال و خصائص، در حد اعلای‌خود، در وجود «دکتر» تجمیع شده بود. یعنی: «آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری!»

ابن ابی الحدید نویسنده دربار خلافت عباسی، در «شرح نهج البلاغة» خود،‌ از قول «حسن بصری» طلایه دار عرفان و تصوف اسلامی، یکی از سه ضربه مهلک معاویة بن ابی سفیان بر پیکره اسلام و جامعه اسلامی را در «حاکم کردن مشتی سفیه و جانی بر امور و مقدرات مردم» می‌داند.

گماردن اعجوبه های مهرورزی! که اندک اندک، کوس رسوایی اکثر آنها به عنوان اختلاس گر و مال مردم خور و متقلب تحصیلی و شغلی و… به صدا درآمد، از اقدامات دولت فخیمه دکتر بود. آن عده از اصولگرایان معتدل نیز که در بدو امر در این تیم مهرورز و پاک سیرت حضور داشتند، یکی پس از دیگری کنار رفته یا کنار زده شدند؛ و محمود ماند و رفقایش: اسفندیار و سعید و حمید و رحیم و علی اکبر و… بدین ترتیب این تیم منزه از هر گونه کج روی، با استعدادی شگرف، دستاوردهایی شگفت و ستودنی در ایجاد زهد و پارسایی در مردم ایران، و رهایی آنان از شر ثروت و رفاه مادی که آلایندة قلب و موجب دوری از معنویات است، حاصل کردند؛ و در اثر خدمات اقتصادی آنان، قاطبه ملت ایران زاهد و عارف و واصل به کمالات معنوی شدند!

بهره جویی از نوستالوژی جذاب استکبارستیزی و دفاع از حقوق ملل مستضعف، از دیگر ویژگیهای احمدی نژادیسم است. دکتر، با نگاهی به تاریخ معاصر جهان و محبوبیت بی منتهای رهبران ضد استعمار چون گاندی و مصدق و تیتو و سوکارنو و…،‌ کاریکاتوری از مبارزات ضد امپریالیستی آن پاک‌مردان تاریخ را روی صحنه سیاست کشید.

دشنام‌ها و توهین‌ها به ملتها و دولتهای دیگر، که البته در عمل، جز انبساط خاطر و سود و منفعت برای آنان بهمراه نداشت، و البته با «دفاع بد» از واژه هایی چون «محرومین»‌ و «مستضعفین»، جهد وافر خود را در به لجن کشاندن واژگان مقدس و آرمانهای انسانی راستین، بکار بست. و در داخل، تحقیر منتقدان و آزادیخواهان، جز افزایش اعتبار و آبرو برای آنان در پی نداشت.

در بینش احمدی نژادیسم، موضوعی که برای ملت ایران کمرشکن بود، یعنی تحریمهای اقتصادی، «کاغذ پاره» تلقی می‌شد. بی اهمیتی این امر در نظر دکتر بدان علت بود که مثلا گوجه فرنگی در نزدیکی منزل ایشان، به قیمت بسیار مناسب عرضه می‌شد؛ اما در مناطق دیگر، گرانقیمت بود و تنها بدین خاطر بود که تحریم‌ها را بی اثر می‌انگاشت و خدای نکرده علت آن، بی توجهی به فقر و فلاکت مردم نبود. و در اثر تحریمها و گرانی گوجه فرنگی و دشوار شدن تناول «املت»، هر چند مردم قدری قلقلک شدند، اما از مواهب این رویداد، پیدایش جریان سیاسی اصیلی به نام «کاسبان تحریم» بود؛ که شوربختانه اصلاح طلبان فتنه گر، به آن می‌تازند و توجه ندارند که «الکاسب حبیب الله»!!

در احمدی‌نژادیسم، رگه هایی آشکار از فلسفه سیاسی مترقی و آبرومند «ماکیاولیسم»‌ وجود داشت و عصاره این دستگاه فکری، که: «هدف، وسیله را توجیه می‌کند». این امر البته و متاسفانه، ریشه در برخی روایات نامعتبر دینی ما نیز دارد؛ چنان که علامه مجلسی در «بحار الانوار» شریف به امام صادق (ع) آن امام مظلوم و اخلاقمدار منسوب کرده‌اند که: «پس از من، هر گاه شکاکان و بدعتگذاران را دیدید، از آنان تبرا بجویید و بسیار به آنان فحش و ناسزا گویید و درباره‌شان بدگویی کنید و آنان را تهمت زنید! تا به تباه کردن اسلام، طمع نکنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعتهایشان چیزی نیاموزند! برای این کار، خداوند برایتان ثوابها می‌نویسد و در آخرت بر درجات شما می‌افزاید!»

میرزا آقاخان کرمانی بی‌دین و ایمان نیز با اشاره به چنین مطالب حکیمانه‌ای!! گفته است: «اگر یک جلد از این کتاب را در میان ملتی منتشر کنند، دیگر امیدی به نجات آن ملت نیست!» و حال که 110 جلد آنرا در میان ایرانیان منتشر کرده اند، چه؟!… و خوب می‌دانیم دکتر شریعتی که: با مسائلی که در بحار به معصومین نسبت داده شده، چه پاسخی داده است.

به هر صورت دکتر محمود با تأسی به آموزه های اخلاقی چنین بزرگانی -که در فهم و درک ما کوته فکران نمی گنجد- در ناسزا گویی و مباهته (تهمت) به رقیب سیاسی، یا دوست او، و یا دوست دوست او، هیچگونه کوتاهی ننمود و با این کار روح پرفتوح مجلسی و ماکیاولی را شاد کرد. ابداعات بدیع جریان احمدی نژادیسم یکی و دوتا نبود و اگر بخواهیم همه آنها را برشماریم، «گر بگویم شرح آن بی حد شود / مثنوی هفتاد من کاغذ شود!». و از این رو، قطعا تاریخ فردا از دکتر به بزرگی یاد خواهد کرد و نقش بی بدیل او را در رقم زدن تاریخ این مرز و بوم، متذکر خواهد شد.

محمود و جریان احمدی‌نژادیسم، بعد از شکستن دل رهبری و بزرگان نظام و فضیحت‌های ببار آمده که بخشی از آنها عیان شده، به این زودی ها به رأس هرم قدرت بازنخواهند گشت. اما تلاششان بر اینست که با تخطئه عملکرد دولت اعتدال و بزرگنمایی ضعف‌های آن در جمع کردن «گلاب‌های»‌ ریخته شده بر گوشه و کنار مملکت، موجی از ناامیدی و دلسردی را در ملتی که «حافظه تاریخی ضعیفی دارد»، ایجاد نموده و در انتخابات سال جاری، قشر خاکستری را از مشارکت گسترده در انتخابات مأیوس، و از این رهگذر، و با بسیج دلواپسان، شماری از صندلی های بهارستان را نصیب خود کند. امید، دشمن این امیدستیزانِ امیدوار به ناامیدی مردم است. اما احمدی نژادیسم، چنان که برخی ساده دلان می‌پندارند، تنها و منزوی نیست.

تندروهای این‌وری، بار دیگر به پیامدهای ناخواسته ی پارازیتهای «من می‌دونم نمیشه»ی تندروهای آن وری چشم طمع دوخته اند! تنها چیزی که دلواپسی آنان را تسکین می‌دهد، یادآوری استراتژی نبوغ آمیز «تحریم انتخابات» از سوی آن دسته نیروهای اپوزیسیونی است که هیچ برنامه ای برای دگرگونی وضع موجود ندارند، اما در ائتلاف نانبشته خود با تندروهای جریان راست، قشر خاکستری را به انفعال،‌ و مگس پراندن در منزل در روز انتخابات که آوردگاهِ خطیرِ نبردِ اصلاح گری و احمدی نژادیسمِ کور و بی منطق است، فرا می‌خواند.

کسی نیست از این حضرات تحریمی و مدعی سینه چاک آزادی! بپرسد که «شما از پیروزی احمدی نژاد در 84 چه آزادی‌ای بدست آوردید؟!» طنز تلخ تاریخ اینست که: آنها و اینها با قرار دادن ساقه جوان اصلاح گری زیر دو لبه قیچی تیز خود، موفق به قطع آن شدند؛ و چند سالی با بدمستی و لغز گویی غیرمسئولانه، ملتی را به وضعی کشاندند که امروز در شبکه های اجتماعی، برای نگون‌بختی‌های خود جوک می‌سازد و به آنها می‌خندد! و امروز که دوباره این گیاه، به شکل گل «بنفشه»، روییده و در حال نمو و بالیدن است، دگرباره این تلاش‌های نامیمون برای بریدن آن آغاز شده است.

مهم نیست که اپوزیسیون تحریمی از موضعگیری های خود مبنی چه هدف و نیتی دارد. آقایان، نیت شما چنانچه صحیح هم باشد، به درد آخرتتان می‌خورد؛ نه به درد دنیای ملت! مردم را از اصلاحاتی که تنها در دراز مدت به تحقق مردمسالاری می‌انجامد، و می‌باید تداوم و استمرار داشته باشد، و هیچ راه میانبر دیگری نیز در پیش روی ندارد، ناامید و مأیوس کردید؛ و شد آنچه شد.

اکنون که بار دیگر ساقه امید به رنگی دیگر سر برآورده، با چه رویی بر طبل نومیدی و دهل بی عاری می‌کوبید و با این سمفونی ناساز، دلواپسان را به رقص ناموزن در می‌آورید و آب به آسیاب جریانی می‌ریزید که اگر بار دیگر…..بس کنید!

منبع : بهار